تاریخچه فرمول؛ گذار از سنت به مهندسی دقیق (SKF Formula)
در اوایل قرن بیستم و با گسترش خطوط تولید کارخانهای پس از انقلاب صنعتی، بلبرینگها به قطعات محوری ماشینآلات تبدیل شدند. در آن دوران، گریسکاری یک کار کاملاً تجربی بود؛ تکنسینها هوزینگ و بلبرینگ را تا لبه پر از گریس میکردند با این فرض سنتی که «هر چه روغن و گریس بیشتر باشد، قطعه خنکتر و روانتر کار میکند».
اما نتیجه این فرضیه، فاجعهبار بود:
- دمای کارکرد تجهیزات به شدت بالا میرفت.
- گریسها در اثر تنش برشی اکسید و سوخته میشدند.
- کاسهنمدها و عایقها تحت فشار داخلی گریس بیرون میپریدند.
در میانه قرن بیستم، شرکت سوئدی SKF (بزرگترین پیشگام توسعه و استانداردسازی بیرینگها در جهان) با هدایت مهندسان برجستهای همچون ارلاند براینستام (Erland Brändstam) و آزمایشگاههای تحقیقاتی اصطکاک (Tribology)، آزمایشهای تجربی و فیزیکی گستردهای را برای بررسی هیدرودینامیک جریان گریس آغاز کرد.
محققان متوجه شدند که رابطه مستقیمی میان حجم موثر فضای خالی بلبرینگ و ابعاد خارجی آن (قطر بیرونی و عرض بیرینگ) وجود دارد. حاصل دهها سال تست میدانی و فرمولاسیون ریاضیاتی، معرفی یک رابطه مهندسی تجربی (Empirical Formula) بود که بعدها توسط سایر برندهای بزرگ مانند FAG، NSK و انجمن ملی گریس روانکار آمریکا (NLGI) پذیرفته شد و به عنوان «فرمول استاندارد روانکاری مجدد بیرینگ» در استانداردها ثبت گردید.
چرا فقط ۳۰ تا ۵۰ درصد فضای خالی باید پر شود؟
یک بلبرینگ در حال گردش را مانند مخلوطکنی تصور کنید که پر از مایعی غلیظ است. پدیدهای به نام چِرنینگ (Churning) یا تلاطم شدید زمانی رخ میدهد که فضای خالی قطعه بیش از حد پر باشد:
- افزایش شدید اصطکاک داخلی: ساچمهها به جای غلتیدن آرام، باید مسیر خود را در انبوهی از گریس چسبناک باز کنند.
- پدیده جوشش حرارتی: مقاومت در برابر چرخش باعث تبدیل انرژی مکانیکی به گرمای شدید میشود. در اثر گرما، پایه روغنی گریس از غلیظکننده جدا شده (Bleeding) و گریس خاصیت روانکاریاش را از دست میدهد.
- پرتاب شدن گریس: افزایش فشار داخلی باعث نشتی از آببندها و ورود آلودگیهای محیطی به داخل محفظه میشود.
قانون طلایی مهندسی مکانیک میگوید: برای سرعتهای متوسط و بالا، ۳۰ تا ۵۰ درصد فضای خالی کافی است تا لایه هیدرودینامیکی (Elastohydrodynamic Film) روی سطوح تماس تشکیل شود و بقیه فضا برای جابهجایی آزادانه و خنککاری هوا باقی بماند. (فقط در دورهای بسیار پایین زیر ۵۰ دور بر دقیقه، ممکن است بیرینگ تا ۹۰ یا ۱۰۰ درصد پر شود).
فرمول طلایی محاسبه مقدار گریس (Q)
این فرمول برای محاسبه مقدار گریس بر حسب گرم برای سیستم متریک تعریف شده است:
Q = 0.005 x D x B
- Q (مقدار گریس): وزن دقیق گریس مورد نیاز به گرم (g)
- D (قطر خارجی بیرینگ): بر حسب میلیمتر (mm)
- B (عرض یا پهنای بیرینگ): بر حسب میلیمتر (mm)
- ضریب ۰.۰۰۵: ضریب مهندسی بهدستآمده از چگالی میانگین گریسهای صنعتی (حدود ۰.۹ تا ۰.۹۵ گرم بر سانتیمتر مکعب) و نسبت هندسی فضای خالی بلبرینگهای شیار عمیق است.
(نکته: در صورتی که ابعاد به اینچ باشد و وزن به اونس خواسته شود، ضریب به ۰.۱۱۴ تغییر میکند).
مثال کاربردی؛ چند گرم گریس نیاز داریم؟
فرض کنید یک بلبرینگ صنعتی با مشخصات زیر در اختیار دارید:
- قطر بیرونی (D): ۱۰۰ میلیمتر
- عرض بیرینگ (B): ۲۰ میلیمتر
Q = 0.005 x 100 x 20 = 10 {g}
تنها با ۱۰ گرم گریس، بیرینگ شما به شرایط کارکرد ایدهآل و طول عمر نامی خود خواهد رسید؛ بدون نیاز به تزریق چندین پمپ گریسریز دستی که ممکن است در هر شات ۲ تا ۳ گرم گریس اضافه وارد کند!
نکات کلیدی تکمیلی برای روانکاری بدون خطا
- کالیبره کردن گریسپمپ: گریسپمپهای دستی معمولاً بین ۱ تا ۳ گرم در هر بار فشردن اهرم تزریق میکنند. برای رعایت فرمول، ابتدا ۱۰ بار گریسپمپ را روی ترازوی دیجیتال بزنید و میانگین وزن هر بار پمپاژ را به دست آورید تا بدانید چند شات نیاز است.
- تخلیه گریس کارکرده: هنگام تزریق گریس مجدد، در صورت امکان درپوش تخلیه هوزینگ (Drain Plug) را باز بگذارید و اجازه دهید بیرینگ کمی کار کند تا گریس اضافه خارج شود.
- انتخاب گریس مناسب: هیچ فرمولی نمیتواند کمبود کیفیت گریس نامرغوب را جبران کند. ویسکوزیته روغن پایه و صابون تغلیظکننده باید دقیقاً متناسب با دور (RPM) و دمای کاری انتخاب شود.
جمعبندی
خداحافظی با تصمیمات چشمی و سنتی و بهرهگیری از محاسبات استاندارد، سادهترین راهکار برای کاهش هزینههای توقف خط، جلوگیری از تعویض زودهنگام بیرینگها و ارتقای بهرهوری تجهیزات صنعتی است.
شرکت چرخش نوین نیلی
تأمینکننده انواع بلبرینگهای صنعتی، خودرویی و کشاورزی اورجینال و روانکارهای تخصصی. برای دریافت کاتالوگهای فنی، مشاوره مهندسی و سفارش کالا میتوانید به بخش استعلام مراجعه فرمایید.
دیدگاه خود را بنویسید